طغرالجرد

زادگاه ما

مهرگان 2 ( تجلیل از پیشکسوتان)
ساعت ٧:٤٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: سید رضا هاشمی طغرالجردی ،پیشکسوتان آموزش طغراجه ،کیانشهر ،پابدانا

تجلیل از پیشکسوتان

آقای حاج سید رضا هاشمی طغرالجردی

در مهرگان ١ در باره آغاز سال تحصیلی و شروع آموزش صحبت شد ٠ در اینجا جا دارد تجلیل و قدر دانی از پیشکسوتان و باز نشستگان از مجریان آموزش بشود٠ اینان واقعا زحمات زیادی را در سخت ترین شرایط کشیده و با جان و دل برای نونهالان این مرز و بوم مایه گذاشتند٠

 یکی از معلمان و مدیران منطقه که سابقه تعلیم و مدیریت ایشان زیاد  و اکثر قریب به اتفاق محصلین ایشان را می شناسند آقای حاج سید رضا هاشمی طغرالجردی است٠ بحق یکی از صادقترین ، متواضع ترین ، دلسوز ترین ، خیر خواه ترین و موثر ترین افرادی است که حق بزرگی بر جامعه آموزشی و بلکه در سایر عرصه های اجتماعی دارد٠ ایشان محل رجوع و مشورت مردم بودند٠ اهالی برای تمامی امورات زندگی خود حتی برای نوشتن مکاتبات و قباله های ملکی خود به ایشان مراجعه می نمودند٠ محصلین را همچون اولاد خود می دانستند و در شناسایی افراد مستعد  و تلاش برای ادامه تحصیل ایشان و رفع موانع آموزشی از هیچ تلاش و کوششی مضایقه نمی نمودند ٠ بسیاری از افراد تحصیل کرده که در هر عرصه ای وجود دارند و حتی بازنشسته شده اند تحت تعلیم و مدیریت ایشان بوده اند٠ و بحمدالله خود نیز فرزندانی صالح و تحصیل کرده داشته و در اجتماع مشغول خدمتند٠

گفتگویی کوتاه با ایشان در یکی از بوستانهای کرمان انجام شد ٠  تقویمی از نیم قرن از وقایع عمرانی و آموزشی طغرالجرد در حافظه و خاطره ایشان وجود دارد که حاکی از چگونگی آغاز آموزش کلاسیک در منطقه می باشد٠

جالب آنکه از دور فردی می آمد ایشان به احترام ایشان در حالیکه هنوز چند متری مانده بود که به ما برسند بلند شده وبه استقبال ایشان رفته ومعرفی نموده، گفتند: ایشان استاد بنده  سال هفتم وهشتم در دبیرستان زرند بودند ( در سال تحصیلی ١٣٣٩-١٣٣٨ و١٣۴٠-١٣٣٩  استاد شیمی ما بودند)

 

آقای حاج حمید محمودی متولد ١٣١۴ در زرند وتاریخ بازنشستگی ١/١/۵٧ سلمه الله تعالی


محورهای گفتگو


- در طغرالجرد (تولد و تحصیل تا کلاس چهارم)
درسال ١٣٢٠ در طغرالجرد بدنیا آمدند پدرشان مرحوم حاج سید اکبر وجدشان مرحوم آقای سید نعمت الله بوده است٠از جمله سادات هاشمی طغرلجرد می باشند٠ از کلاس اول تا چهارم را در طغرالجرد درس خوانده اند معلم اول تا چهارم ایشان مرحوم آقای عبدالله دانش بوده اند٠

 آموزش کلاسیک در طغرالجرد با آقای دانش کلید خورده است مکان آموزش اول توی خانه تقی خان (آقا خان) بود وبعد در حوضخانه شیخ وهاب واز آنجا به خانه عبادی (کربلایی نعمت) آقای دانش سالیانی چند وبطور مداوم هم مدیر وهم معلم برای کلاس های اول تاچهارم بوده اند ٠ وهر کس به کلاس چهارم می رسید برای ادامه تحصیل بایستی به زرند برود وتا آن زمان تقریبا کسی چنین کاری نکرده بود٠ آقای هاشمی می گویند هرکس علاقه به درس داشت می بایست بازهم کلاس چهارم باشد و یکی دو سالی باز هم باید همان کلاس چهارم را مرور کند ومن هم چنین کردم٠ تا اینکه رئیس فرهنگ وقت زرند (آقای عالم زاده) به طغرالجرد آمد از ایشان خواسته شد کلاس پنجم را هم بگذارند وکلاس 3نفره ما با آموزگاری نصرالله دانش ادامه یافت٠

کلاس ششم را تنها ماندم ( آن دو نفر دیگر یکی شان ترک تحصیل ودیگری برای فراگیری علوم حوزوی به کرمان رفت) وآقای نصرالله دانش از من خواست که بصورت داوطلب وآزاد خودم با کمک ایشان ادامه دهم وچنین کردم ویک ماه مانده به امتحانات  به زرند رفتم وامتحان داده نفر دوم شدم٠

- مهاجرت از طغرالجرد (جهت ادامه تحصیل وسربازی)

 امتحانات کلاس ششم ، کلاس هفتم وهشتم را در زرند وکلاس نهم را در رفسنجان (دبیرستان غزالی) بودند در اینجا بایستی رشته می آورده وتعیین رشته می شدند٠به رشته طبیعی رفتند وکلاس ١٠، ١١ و١٢ را در کرمان (دبیرستان امیرکبیر) بودند ودر خرداد سال ١٣۴۴ قبول ودیپلم گرفتند٠

مهر ١٣۴۴ به سربازی رفته ودر قالب طرح سپاه دانش به پادگان سراسیاب(صفر پنج) ودر بهمن همان سال به اصفهان رفتند٠ این دوره دوره هفتم سپاه دانش بود( این دوره ها سه دسته بودند سپاه دانش ، بهداشت وعدالت)٠

در روستای تیرانچی واقع در ۶کیلومتری آن روز اصفهان علی رغم ذهنیت بدی که ناشی از سوء عملکرد دوره های قبلی سپاهیان دانش وجود داشت ومردم به سپاهیان دانش اعتمادی نداشتند ایشان بگونه ای اعتماد مردم را بدست آوردند که در هنگام آمدن مردم بسیار ناراحت از رفتن فردی بودند که برایشان مدرسه ساخته بود وخدمات زیادی کرده بود وایشان می گوید وقتی که مرحوم پدرم آمد که باهم برگردیم واین علاقه وابراز احساسات مردم را نسبت به فرزندش میدید بسیار خوشال شد٠درنیمه اول ١٣۴۶ سربازی تمام شد ٠

ایشان از ابتدای این دوره با ناراحتی یاد کردند چرا که هنگام عزیمت مادرشان در بیمارستان باهنر کرمان  بستری بود خدا حافظی با مادر خدا حافظی همیشگی بود ٠ مادر ٣٩ ساله ایشان پس از دو ماه بستری بدرود حیات گفت٠

با اتمام دوره سربازی معلم شده و۶ماهی نرفتند تا جذب  معادن زغالسنگ شوند وپس از گذراندن دوره ای ٨ ماهه در کرج(کادر فنی معادن آموزشگاه گاجره) و۴ ماهه درمعادن هجدک ، مس چهارگنبد سیرجان ومعدن سرب قنات مردان بافت ، از آمدن به معادن منصرف و در آموزش وپرورش ادامه دادند ٠ 

- دوره اشتغال(١٣۴۶لغایت ١٣٧۶)
اسفند ١٣۴۶ در خدمت آموزش وپرورش شهرستان خمین واز٣٠/١٢/١٣۴۶ تا ١/٧/١٣۴٨ در آنجا آموزگار بودند واز مهر ١٣۴٨به کرمان آمدند٠

- مراجعت به طغرالجرد ( از مهر ١٣۴٨ لغایت مهر ١٣٧٠)

درمهر ۴٨ به طغرالجرد آمدند ودر مدرسه طلوع طغرالجرد مشغول بکار ومدیر وآموزگار ١۵٠ نفر دانش آموز در این سال بودند٠مدیر سابق این مدرسه آقای اکبری بودند٠(تدریس کلاس پنجم وششم  ومدیریت وامورات دفتری با ایشان بود٠ کلاس چهارم را آقای عبدالله دانش ، کلاس سوم با خانم ابراهیمی واول ودوم با دو خانم سپاهی دانش بود تا سال ١٣۵٠-١٣۴٩)

 مکان این مدرسه در ساختمان گنبدی ایی که هنوز موجود وبنام ساختمان اصل چهار بود قرار داشت این بنا شامل دو کلاس بزرگ، یک دفتر دوقسمتی ویک اتق سرایداری برای سرایدار آن روز مرحوم کربلایی عباس اکبری بود٠

در سال ١٣۵٠ تدریس کلاس پنجم نظام جدید ومدیریت مدرسه با ایشان بود که در این سال با پیگیری ایشان موافقت شد توسط ذوب آهن ساخته شود(در این سالها مهاجران عند الورود در طغرالجرد اتاق اجاره نموده وزندگی میکرده وبچه های ایشان به مدرسه میرفتند)٠ زمینی از حاج سید عباس رشیدی خریداری و مدرسه بصورت بلوکی ساخته شد در پشت این ساختمان حوضچه مسقفی برای آب وجود داشت که محل سرویسهای مدرسه گردید٠

در سال ١٣۵٣ خانم نجف پور وآقای آرامفر بعنوان دفتر دار ومعاون به کادر مدرسه اضافه شدند در این سال تعداد دانش آموزان به ١٩٢ نفر رسید٠ در این سالها ایشان بعنوان کفیل بجای مدیر انجام وظیفه می نموده اند٠

در سال ١٣۵۴ آقای آرامفر بجای ایشان کفیل مدرسه وآقای هاشمی به مدرسه پابدانا منتقل شدند در این مدرسه ٩٠٠ دانش آموز با ۴٠ نفر معلم در دو شیفت با دو معاون اداره می شد٠بعلت بعد مسافتی که صبح وعصر برای اداره دوشیفت بایستی طی میشد دوباره در سال ١٣۵۵ به طغرالجرد آمدند٠ در این سال خندقهای اطراف مدرسه را که محلی غیر بهداشتی بود تسطیح وبعدا حصار کشی گردید٠

از سال ١٣۵۵تا ١٣۵٧ از کفیل بودن به مدیر مستقل رسیدم( زیر ٨ سال سابقه کار کفیل وبالای آن مدیر مستقل میشدند)

در سال ١٣۵۵ برای احداث مدرسه راهنمایی در طغرالجرد مکاتبه شد٠

سال تحصیلی ۵۶-۵۵ خانه عالم در اختیار مدرسه راهنمایی قرار گرفت٠

سال تحصیلی ۵٧-۵۶ آقای هاشمی بکرمان مامور به تحصیل شدند وخانه مسکونی خود را در اختیار مدرسه راهنمایی قرار دادند (مدرسه راهنمایی از خانه عالم به خانه آقای هاشمی منتقل شد)٠

با اوج گیری انقلاب وشروع اعتصابات در این سال چند ماهی  آموزش تعطیل شد ٠ لذا آقای هاشمی با تعطیلی انسیتوی تربیت معلم کرمان به طغرالجرد برگشتند٠ بعد از پیروزی انقلاب در سال ۵٧ آقای هاشمی  در سالهلی ۵٧ ،۵٨ و۵٩ مدیر دبستان طغرالجرد با ۴٠٠ دانش آموز ودر سال ۶٠ مدیر مدرسه راهنمایی شهید حقانی شدند که بصورت مختلط (دختر وپسر بود) در سال ١٣۶٠ مدرسه تفکیک و دبستان بلوکی به مدرسه راهنمایی دخترانه شهید عراقی تبدیل گردید در این سال این مدرسه ١٢٠ دانش آموز دختر ومدرسه شهید حقانی ١۴٠ دانش آموز پسر داشت٠ مسئولیت هر دو مدرسه تا سال ١٣۶٩ با آقای هاشمی وپس از آن خانم باغخانی مدیر مدرسه دخترانه شدند٠

درتمامی طول دهه شصت ریاست ونظارت هیئت ممتحنه مدارس راهنمایی حقانی ، عراقی ، مطهری ومحبوبه دانش بودند٠

 

- مهاجرت مجدد به زرند و کرمان

در سال ١٣٧٠ از طغرالجرد به زرند وسپس از نیمه دوم سال ٧۴ به کرمان مهاجرت نمودند در زرند وکرمان نیز با مسئولیتهای متعدد به نحو احسن انجام وظیفه نموده وتشویق نامه های متعددی از مسئولین وقت دریافت داشته اند٠

ایشان در سال ١٣٧۶ بازنشسته شدند٠

کاش جامعه بتواند از تجارب وتوانایی های این بزرگواران استفاده نماید٠

ارسال شده در دوشنبه، ۱٩ مهر ۱۳۸٩ - ساعت ٧:۴٩ ق.ظ - نظرات: 0