طغرالجرد

زادگاه ما

سفری به زادگاه
ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٥ اسفند ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

به اتفاق یکی از دوستان به قصد شرکت در مراسم هفتم  رحلت دو نفر از همشهریان خوبمان پنجشنبه 3 اسفند به طغرالجرد رفتیم.

در حالیکه در کناره ی مسیر (جاده) و بیابان ها گیاهان سری دوباره از خاک درآورده و از پس چله های بدون برف و باران امسال منتظر ریزش رحمت خداوندی هستند, دو نفر از اهالی زادگاهمان که سالهاااا... در این دیار زیستند در هفته گذشته در خاک غنوده و از هستی دنیوی کوچ نموده و از این دو راهه منزل, مسیرشان جدا شد.

<< فرصت شمار صحبت کز این دوراهه منزل    چون بگذریم, دیگر....نتوان به هم رسیدن>>

آقای سید هاشم رشیدی

خادم مسجد کیانشهر در دهه های 60 و 70

آن روزها که در دبیرستان دکتر شریعتی پابدانا بودیم صدای ایشان از بلند گوی مسجد به گوش میرسید - اذان - نماز جمعه - اعلام مفقودی و یا پیدا شدن پول و اشیا خداوند ایشان را رحمت کند. پنجشنبه 26 بهمن ماه در قبرستان طغرالجرد دفن شدند.

و همچنین آقای عزت الله رشیدی

ایشان نیز روز جمعه 27 بهمن ماه در قبرستان طغرالجرد دفن گردیدند.

این دو نفر از دوستان صمیمی مرحوم پدرم بودند.

یادم می آید که اگر قوریمان ترک قابل ترمیمی بر میداشت پدرم میگفت آنرا به نزد عزت الله ببر تا آن را چسب و بست بزند.

مغازه ای داشت که مردم همه چراغ ها و لوازمشان را برای تعمیر نزد ایشان میفرستادند.

پدرم خوش ذوق و همه کاره بود همه چیز خانواده ما و مردم را می توانست تعمیر کند و تنها فرد تعمیر کننده چرخهای خیاطی در طغرالجرد بود. بدون دریافت هیچ هزینه و چشمداشتی ولی از پس این یکی کار بر نیامده بود .

 در وجود عزت الله هنرمندی و دقت زیادی در بست زدن لوازم چینی وجود داشت . خیلی محکم و دقیق دوباره قوری شکسته سر پا میشد و دوباره میتوانست کنار آتش منقل و یا اجاق و یا روی چراغ های نفتی و یا حتی بالای چراغ های گرد سوز چایی را دم بدهد.

گاهی دو سه قل هم میخورد...

این قوری عمر و دوامش بیشتر بود....

........  و

و همیشه به این نتیجه میرسم که اگر خواسته باشیم از زادگاهمان بنویسیم باید از مردمش بنویسیم . هر کسی از پدرش ,مادرش , پدر بزرگش و مادر بزرگش

که...داریم کم کم فراموش میکنیم و فرصت از دست میرود.

وقتی که از عادات , مشاغل , دغدغه ها و رویه های زندگی و چگونگی گذراندن وقت از زبان افراد مسن نوشته شودعملا نزدیک یک قرن از نحوی سلوک و زندگی در این قسمت از جغرافیای جهان ثبت خواهد شد.

و میدانم اگر بر روی زندگی دو پدر بزرگم تمرکز کنم و همه چیز در باره آن دو را بخاطر آورم شاید 70 , 80 درصد چیزی که میشود در خصوص طغرالجرد نوشت , مکتوب گردد.

زیادی این مطالب و وقت زیادی که خواهد گرفت منصرفم میکند.

مطالعه زندگی ایشان تلاش , پشتکار, سلامت نفس , استقلال اقتصادی و عزت نفس را نمایش خواهد داد

و فرجام را....

 که:

   یَعْلَمُونَ ظَاهِراً مِّنَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ (7)

أَوَلَمْ یَتَفَکَّرُوا فِی أَنفُسِهِمْ مَا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُّسَمًّى وَإِنَّ کَثِیراً مِّنَ النَّاسِ بِلِقَاء رَبِّهِمْ لَکَافِرُونَ (8)

 أَوَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ

فَیَنظُرُوا

کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ

کَانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَأَثَارُوا الْأَرْضَ

 وَعَمَرُوهَا أَکْثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَا

وَجَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَیِّنَاتِ فَمَا کَانَ اللَّهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَلَکِن کَانُوا أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ (9)

ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاؤُوا السُّوأَى أَن کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُون (10)

سوره مبارکه روم

 

هر که را خوابگه آخر به دو مشتی خاک است/ گو چه حاجت که به افلاک کشی ایوان را