طغرالجرد

زادگاه ما

باران و برف
ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ دی ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

خدا را شکر شروع زمستان با بارش باران و برف زمستانی از دیروز  آغاز شد و منطقه کوهستانی طغرالجرد که خشکسالی های پیاپی رمقش را گرفته بود با بارش یک برف در زمستان سال قبل و باران های پاییزی سالجاری طراوت و شادابی خود را باز یافت.

 رود طغرالجرد هم بلاخره هرچند کم و کوتاه جاری گردید.

در حال حاضر منطقه پابدانا سفید پوش است . زمستان زیبایی و سپیدیش را به نمایش گذاشته است

باز باران

با ترانه

با گوهر های فراوان

میخورد بر بام خانه

یادم آید...........

  

.....یادم آید از قدیما  

در میان جمع خانه

می رسید بابا ز معدن

باز می گشت از سر کار

سرد گشته دست هایش

جمع بودند بچه هایش

خانه اش خیلی شلوغ بود

حلقه در دور بخاری

سوز سرما

آن بخاری های نفتی و زغالی

کودکی ده ساله بودم

گاه و بیگاه

زیر بارن

شعر باران را ترنم

می نمودم

عمر من از چل فزون است

باز روید خاطراتم

از طنین باز باران

ریزد اینک ابر چشمم

میخزد بر روی گونه

گفته بودی زندگانی

 پیش چشم مرد فردا

هست زیبا, هست زیبا .هست زیبا

من که زیبایی نمی بینم

غیر تنهایی نمی بینم

زندگانی را بجز یک شعله شمعی

اسیر باد

یا طوفان نمی بینم

زندگانی را بجز تکرار

جز بازی و سرگرمی

نمی بینم

کودک دیروز می بیند

بسی شمعی که خاموش است

 چو  باران بازمی بارد

کسی دیگر نمی خواند

................................