طغرالجرد

زادگاه ما

بسی دمیده در این جویبار سبزه نغز
ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٧ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: علامه طباطبایی ،کوهسار ،روستا ،شعر

سال ها قبل کتابی بنام ولایت نامه اثر علامه ی طباطبایی (قدس سره ) مطالعه شد . در ابتدای کتاب شعری از علامه نوشته شده که  ایشان آن را در روستای زان و در زیر درختان ورس در سنه 1330 شمسی سروده اند.

از انجا که شعری زیبا و دلنشین است و متناسب با حال و هوای مطلب قبلی است و خود ایشان و حتی فرزندشان مرحوم شده اند در اینجا آورده می شود. رحمه الله علیهم اجمعین

گذر ز دانه و دام جهان و خویش مباز 
که مرغ با پر آزاد می‌کند پرواز
به کوهپایه «زان» بامداد با یاران 
که دور باد دل پاکشان ز سوز ‌و ‌گداز
چه گویمت که چه می‌گفت باد مشک‌فشان 
که می‌گشود به گفتار خود هزاران راز
ز من نیوش و میاسا در این دو روز جهان 
که پیش روی تو راهیست سخت دور و دراز
درختان کهنسال ورس بر سر کوه 
که دیده‌اند به دامان کوه بس تک و تاز
بگوش هوش شنیدم که دوش می گفتند 
که همچون ناله نی بودشان نوا و نواز
بسی دمیده در این جویبار سبزه نغز 
بسی شکفته در این بوستان شکوفه ناز
بسی چمیده در این کوهسار کبک دری 
بسی رمیده بر آن آهوان مشک انداز
نشان مهر که دیده است در سرای سپنج؟ 
جهان به کس ننماید دو روز چهره باز
همی برد پی امروز آنچه در دیروز 
همی کند به سر انجام آنچه در آغاز
به ساز و سوز بهار و خزان شکیبا باش 
به تنگنای جهان باش ورس را انباز
به هرزه راه مپیما و خویش خسته مساز 
که پیش پای تو باشد بسی نشیب و فراز 

و ذکر شعر  وخاطره ای از ایشان در این راستا:

گذران است جهان
حسین ممدوحی ، از نزدیکان علامه تعریف می کند : «علامه طباطبایی در کشاکش زندگی پربار و توام با رنجش ، عجایبی بس آموزنده و سودمند داشت. می فرمود :

 «در ایام تحصیلاتم که در نجف بودم ، در یکی از سال ها ارتباط ما در عراق با ایران بسیار با دشواری انجام می شد. این مساله منجر به تنگناهای مالی و کمبود امکانات اولیه زندگی گردید.
به هر حال روزی خدمت استاد آیت ا... سیدعلی قاضی رفتم و قصه دلم را با او گفتم. استاد به نصیحت و دلداری من پرداخت. آنگاه که از خدمت استاد بازگشتم ، چنان سبکبار شدم که گویا در زندگی هیچ سختی و غمی ندارم. مضمون نصیحت های استاد را به شکل یک دوبیتی درآوردم :


پیر خردپیشه ی نورانیم
برد ز دل زنگ پریشانیم
گفت که در زندگی آزاد باش
هان گذران است جهان ، شاد باش

 امام علی علیه‌السلام می‌فرماید:
«اَلا حُرُّ یَدَع هذهِ اللّماظَةَ لِاهلِها؟ اِنّهُ لَیسَ لِاَنفُسِکُم ثَمَنٌ اِلا الجَنَّةُ فَلا تَبیعُوها اِلا بِها.»
آیا هیچ آزاده‌ای نیست که این نیم خورده (= دنیا) را برای اهلش واگذارد؟
یقینا بهای وجود شما چیزی جز بهشت نیست. پس خود را جز به بهشت نفروشید!