طغرالجرد

زادگاه ما

خارج از موضوع 2
ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: فتق دیسک

کمردرد در سال 1388:

در سال 88 کمردرد بیست ساله بسیار تشدید شد0 چرا که او هشدار میداد ومن بی اعتنایی میکردم0در روز 17 بهمن پیاده روی زیادتری کرده و فاصله 5/7 کیلومتری تا اداره را رفتم به من هشدارداد ، توجهی نکردم وبجای استراحت به اداره رفتم0

در راهپیمایی 22 بهمن شرکت کردم در انتهای راهپیمایی بازهم دردی خفیف را نشان داد باز توجه نکردم 0 فردایش جمعه بود رانندگی کرده و به زادگاه رفته ودو روزی اینطرف و آنطرف رفتم و000

حاد شدن کمر درد:

بلاخره زمین گیرم کرد بطوری که با استراحت 10 ، 12 روزه هم مشکل حل نشد وبرای اولین بار پایم به فیزیوتراپی و  MRI گرفتن باز شد0 کج وکوله شده بودم 0 حین راه رفتن مثل اتوبوسهایی شده بودم که واژگون شده اند وچرخهای جلو وعقبشان در یک راستا نیست0وجلویشان انحراف به راست دارد وعقبشان انحراف به چپ ویا بالعکس0

 MRI گرفته شده را پهلوی  جراحان مطرح مغز واعصاب کرمان بردم همه آنها گفتند باید جراحی نمایم وفشار دیسک فتق شده  از روی نخاعم برداشته شود0

اسفند 88  وفروردین 89 را با درد کمر گذراندم 0

بهبود در اثر عمل به توصیه یکی از ارتوپدهای  مطرح کرمان:

قبل از اینکه  MRI بگیرم  پهلوی یکی از ارتوپدهای مطرح کرمان رفته بودم  ایشان گفت عکسی از کمرم بگیرم ، رفتم رادیولوژی ویک ساعت بعد عکس را گرفته وبه ایشان نشان دادم  مثل تشخیص 20 سال قبل بود ( کاهش فاصله مهره آخر) ایشان توصیه کرده بود که اگر" این دارو ها را مصرف و چند جلسه فیزیوتراپی بروم وبعد از آن ورزشهای ویلیام را انجام دهم دیگر مشکل کمر دردم حل ودیگر بخاطر کمر درد پهلویشان پیدایم نخواهد شد"0

امتحان این روش را بر جراحی ترجیح دادم0

10 جلسه فیزیوتراپی وشروع ورزش های جناب آقای ویلیام ،هر روز بهتر میشدم مثل تبلیغ صا ایران شده بود هر روز بهتر از دیروز دیگر در پارکها میدویدم ، کم کم کوهنوردی  وصاف شدم حتی بهتر از همیشه ، راحت رکوع میرفتم در حالیکه سالها بود که در حین رکوع رفتن زانو هایم را دولا میکردم 0 یک مسافرت طولانی به مشهد رفتیم در بین راه وحتی در صحن های حرم آن ورزش ها را انجام میدادم0

 

کمر درد در سال 89 :

تا اینکه زمستان آمد ومن کم کم ورزشها را کم کردم و دو صبگاهی در پارک را  رها کردم  و ورزشهای  موثرویلیام را هم کمتر نمودم با این حال کمرم دیگر درد نمی کرد تا اینکه در ایام محرم  اندکی  درد وکشیدگی در پای راستم حس مینمودم 0

چون کمرم نبود  وتجربه جدیدی بود توجهی نکردم وبعد از بیست روزی ناگهان  تمام دردها وتیر کشیدنها به پایم ریخت بلی 19 دیماه 89 هنگامیکه در حال پوشیدن لباسهایم برای رفتن به اداره بودم پای راستم فرض کنید با شدت 50 درد گرفت تا ظهر تکان نخورده دراز کشیدم درد بسیار کمتر شد وفکر کردم مشکل حل شد بلند شدم وضوء بگیرم در حین وضوء ومس کشیدن آن درد چند برابر شد فرض کنید 200 باز خوابیده تکان نخوردم

شب را راحت خواب رفتم صبح دردم کمتر شد رفتم به دستشویی  ونشستن روی صندلی دستشویی همان وهجوم امواج درد به ران پایم همان 0

خود را از صندلی به زمین انداخته و به بستر آمدم  در اینجا دوباره شدت درد چندین برابر قبل شد فرض کنید 1000

شاید کنده شدن پایم هم نتواند چنین درد های وحشیانه ای را تولید کند0 هر روپوشی روی پایم  وزن  وسنگینی غیر قابل تحملی داشت0

ناگهان آرام میشد وناگهان حمله میکرد وتیر میکشید 0 دیدم هر حرکتی که کرده ام به ضررم بوده است قید حرکت کردن را زدم و5 روزی تکان نخوردم

بی فایده بود درد دست بردارنبود0

حال چگونه دکتر بروم ؟ اصلا امکان حرکت وجابجایی حتی چند سانت هم نبود 0 خواستم کانالی بزنم که دوستی یکی از این متخصصان را به خانه بیاورد ، کانالی باز نشد0 گفتم از اورژانس کمک بگیرم دیدم  هر تکانی شاید جبران ناپذیر باشد0

 

برروی ورقی شرح حالم را در چند سطر محدود نوشتم (ونوشتم که امکان حضور در مطب برایم نیست ) واز همسرم خواستم به متخصصین مربوطه مراجعه کند وایشان رفت و دکتر گفته بود باید خود بیمار باشد ووقتی توضیحات همسر وکاغذ را خوانده بود مسکن وMRI  را نسخه کردند0

مسکن ها موثر بود چون بنده زیاد از دارو ودوا استفاده نمی کنم وحتی المقدور قرص مسکن مصرف نمی کنم سردرد هم که میشدم تحمل میکردم 0 لذا شدت حملات درد کم شد ومن بعد از دو روز تصمیم گرفتم  به MRI  رفته وعکسهای مربوطه را تهیه کنم 0

عوارض جانبی استراحت :

این استراحت ها وترس از بلند شدن ها مشکل جدیدی ایجاد کرد وقتی خواستم از حالت خوابیده  بلند شوم دچار سرگیجه شدید وبی سابقه ای شدم 0

به هر زحمتی که بود رفتم وآمدم0 واین سرگیجه 4،5 روزی ادامه داشت وایضا" توی گوشم یا مخم صدای سوت می آمد مثل اینکه دیگی روی گاز است  وشعله زیرش زیاد باشد و000 به تمام صدا ها حساس شده بودم صدای تلویزیون ، صدای موتور یخچال و فریزر ودر اینجا دو صد لعنت بر کسی کردم که این آشپز خانه های اپن(open) را طراحی کرده است و ایضا" ما که تقلید کرده ایم 0 اما مشکل از من بود صدای تیک تاک ساعت هم آزاردهنده بود حتی فن لپ تاپ، تازه اگر در اتاقی میرفتم که هیچ صدایی نباشد اما وزوز وسوت درگوش ویا مغزم جبران میکرد ویکه تازی می نمود0 خواب وبیداریم بهم خورده بود وشب ها بکندی وبسختی صبح میشد0دوستی توصیه کرد که آب زیاد تر بنوشم وروغن زیتون مصرف کنم چون عوارض گوارشی هم پیامد استراحت است یبوست وبه تبع آن بواسیر هم میتوانند قوز بالا قوز شوند٠

روز بعد MRI  را به مطب بردم گفتند باید جراحی شوی این دیسکت خیلی بیرون زده است ! چه به روز خودت آورده ای ؟!0

دو هفته ای استراحت داد ودارو تجویز کرد تا تصمیم خود را برای عمل بگیرم0

نظر متخصص دیگری را هم جویا شدم او هم گفت این عکس را هر کجا که ببری قریب به اتفاق متخصصان جراح مغز واعصاب تشخیصشان عمل خواهد بود وگفتند از عمل نترسم وبلافاصله بعد از عمل بهبودی حاصل کرده واز درد ها رهایی خواهم یافت0

دنبال متخصصی میگشتم که آخرین راه را (جراحی را ) اکنون به من پیشنهاد نکند دوستی پیشنهاد داد که پهلوی دکتر اسکندری برو ایشان  طی شرایطی خاص توصیه به عمل میکند و000 متاسفانه ایشان در کرمان نبود0

در اینترنت  با لپ تاپ کوچکی که داشتم به جستجو پرداختم رئیس جراحان مغز واعصاب کشور به بیماران توصیه کرده بود براحتی مهره های خود را به جراحی نسپارند مگر اینکه این شرایط را داشته باشند ( ومن آن شرایط را که آنجا نوشته شده بود هنوز نداشتم) 0

بنا به توصیه دوست دیگری به یکی دیگر از متخصصین محترم مراجعه کردم  او هم من را معاینه وگفت هرچند که دیسکت داغون است اما با توجه به معاینه ووضعیتت ، 15 روز دیگر استراحت کن وداروهای دیگری هم نسخه نمودند تا روند بهبودی ویا عدم بهبودی را ارزیابی نمایند0

شروع بهبودی:

تا اینجا هرچه دکتر رفته بودم چهار دست وپا حرکت کرده بودم ویا به کمک دیگران ایستاده بودم و همواره چند بادیگارد باید همراهم بود0

به برکت سرگیجه وصدای سوت ایجاد شده ی در مخ ، عطای استراحت مطلق را به لقایش بخشیدم وروزی مقداری چهار دست وپا اطراف اتاق میگردیدم تا اینکه بعد از چند روزدست به دیوار همان اپن(open)  لعنت شده ی در هفته قبل گرفته وبلند شدم اما نمی توانستم دستانم را رها کنم ودو سه روز بعد دست هایم را هم رها کردم وپسر 4 ساله ام دوید وگفت مامان بابا می تواند خودش بایستد وگفت بابا خوشحالم که می توانی بایستی0

بحمدالله رو به بهبودی بودم 15 روز استراحت دوم 24 بهمن تمام میشد 0 از رفقا خواستم نوبتی بگیرند گفتند دکتر تا7 اسفند نیست0

روز 22 بهمن بچه ها دلشان میخواست طبق سنوات قبل به راهپیمایی بروند اما وضعیت من این امکان را فراهم نمی ساخت گفتم خودتان بروید ، نرفتند گفتم لااقل دور همین اتاق هال راهپیمایی کنید وشعاری بدهید فکر کردند که دارم مزاح میکنم تا اینکه شاهد از غیب رسید و اخبار ساعت 30/20شب 25 بهمن را نشانشان دادم که نمایندگان غیور ملت بدور خانه ملت راهپیمایی و جلو میکروفون رئیس آن تجمع و شعار میدادند گفتم بچه ها ببینید چیزی بیراه نگفتم0

 بالاخره بعد از 7 اسفند  به پهلوی دکتر رفتم با معاینه وضعیتم دوبار 15 روز استراحت دادند  وگفتند این استراحت مطلق نیست نخواب وبا ملایمت کارهای خودت را خودت انجام بده وبحمدالله روند سلامتی شروع شد0

کم کم به اداره برگشتم  اما نشستن طولانی مدت در اداره ناممکن است وادامه استراحت در خانه نیز خارج از حوصله و یواش یواش الان به کارم برگشته ام0

شنیده ها ، تخیلات وتصورات:

دوستان ورفقای زیادی به عیادت آمدند افراد بسیاری از آنها به تناسب موضوع کمر درد گپی میزدند این صحبتها بسیار مفیدند اما باعث اطاله کلام است 0 از آنها میگذرم فقط یاد آور می شوم که افراد کثیری از افراد طغرالجردی ، دوستان پابدانایی وکرمانی  در خصوص مشکل کمرشان وتجاربشان صحبت کردند0