طغرالجرد

زادگاه ما

زنان طغرالجرد
ساعت ٧:٥۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

راستش خیلی وقتها یادم میاد که مردهای با سواد طغرالجرد (که اکثرشون هم سر به تراب خاک کشیدند ) میگفتند پیش  مرحوم "مل فضه " درس خواندن و با سواد شده اند را فقط می شنیدم و رد میشدم.

اکنون که به بالاخونه تعطیل شده ام فشار میاوردم که چیزی در باره طغرالجرد پیدا کنم و این وبلاگ را به روز کنم دیدم  که موضوع "زنان در طغرالجرد "یه قابلیت و ظرفیت خاصی در دهه های قبل بوده است.

اینکه در نیم قرن قبل مردم این روستا را زنی و زنانی ، تعلیم میداده  را ،ساده از کنارش گذشتیم.

اون هم وقتی که مرد سالاری مطلق  حاکم بود اونم در طغرالجرد.

دو سه شب قبل این مطلب رو به یاد آقای جواد رشیدی آوردم(که ذکر خیرشونو دکتر رشیدی در نوشته خود کردند) ایشان 6-7 زن دیگر رو هم ردیف کرد ه و نام بردندکه به مردم آموزش خواندن میدادند.

جالب اینکه اکثر اینها فقط خوب میتوانند بخوانند بدون اینکه نوشتن بلد باشند(باید کار سختی باشه تعلیم و تعلم فقط خواندن)

قران - معراجنامه و یک سری از کتب قدیم سرفصل ها و پایه اموزش ایشان بود،خوب روزنامه و کتاب و..... میخواندند بدون اینکه چیزی بتونن بنویسن

نقش زنان طغرالجرد در قدیم به همین  خلاصه نمی شد در طبابت هم افرادی بودند که مردم به اونا رجوع میکردند. و مردم تشخیص اونا رو قبول داشتند.

این ضعیفه ها پا به پای مردان که نه ....بلکه بسیار فراتر از مردان در بخش های صنعت ،  کشاورزی ، دامپروری و ایضا از همه مهمتر در بخش خدمات ( شوهر داری ، بچه داری اونم نه یکی -دوتا ،10-12 تا و رتق و فتق امور زندگی )کار میکردندو نقش آفرین بودند.

اگه خواسته باشیم ریز تر بشیم و به بافندگی ها - گاو و گوسفند داریها و دوشیدن ها و شیر و روغن بدست اوردن ها و داس و درو کردن ها و...... فهرست زیااااادی از کارها رو این کسانی انجام میدادند که بهشون میگن ضعیفه!!!!؟

اون روزا به نظر میاد طغرالجرد  واقعا مستقل بود  و استقلال آزادی رو هم در بطن خودش داره

استغنا و بی نیازی از واردات گوشت و گندم و روغن و حقوق و بازنشستگی و هزاران وابستگی و تعلق و تملق

الان باید از کرمان و زرند شیر و ماست خرید و به طغراجه برد!!!!؟

چی شده؟

 

خداوند همه ما و شما و اونایی که رفتند رو خصوصا مل فضه و امثالهم رو مورد رحمت و مغفرت خویش قراردهد انشاالله

این موضوع قابلیت زیادی برای کار داره

معرفی این خانم ها و روش تعلیمی و موضوعاتی که میخواندند و افراد بازمانده ای که هنوز هستند و توسط اونا باسواد شدند و صدها ختم قرآن کرده اند و....

چند تا گودال کار در طغرالجرد بوده که خانم ها گلیم ، قالی چادرشب و....می بافتند

چند تا گله بوده و گوشت و شیر تولید میکردند

گلاب گیری - عرقیجات گیری

ریسندگی

کفش و گیوه و تهیه زغال چوب و کتیرا - رنگ زدن ریس

مرباجات - ترشیجات - خشک کردن گوجه - قیسی - زردآلو - هلو

واقعا  این کارها الان انجام نمی شوند ، نیازها چطور تامین میشود تا کی؟

 

باش تا صبح دولتت بدمد

کز کلید نان نمیتوان خوردن

کار باید ،که جمله بیکاریم

چوب در لای چرخ هم داریم

این یکی چپ و دیگری راسته

این اصولی و دیگری مصله

چونکه بتوان ز نام نان خوردن

فرد بی نام  بایدش مردن

تا ابد نان ز نفت نتوان خورد

یک زمانی فتیله اش میرد

آن زمان ،نام بی نان است

وای و صد وای خالی انبان است

حرف سعدی شنید و نشنیدیم

آن حکایت که در گلستان است

حکیمی پسران را پند همی داد که جانان پدر هنر آموزید که ملک و دولت دنیا اعتماد را نشاید و سیم و زر در سفر بر محل خطرست یا دزد به یک بار ببرد، یا خواجه به تفاریق(اندک اندک) بخورد. امّا هنر چشمة زاینده است و دولت پاینده و گر هنرمند از دولت بیفتد غم نباشد که هنر در نفس خود دولت است هر جا که رود قدر بیند و در صدر نشیند و بی هنر لقمه چیند و سختی بیند.

وقتی افتاد فتنه ای در شام

هر کس از گوشه ای فرا رفتند

روستا زادگان دانشمند

به وزیری پادشا رفتند

پسران وزیر ناقص عقل

به گدایی به روستا رفتند