طغرالجرد

زادگاه ما

چالش های توسعه و پیشرفت در شهرستان کوهبنان
ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

مقدمه

در مطالب این وبلاگ در بحث تقسیمات کشوری آورده شده است که کوهبنان و طغرالجرد زیر مجموعه ای از شهرستان زرند بودند که هم اکنون کوهبنان بعنوان شهرستان و بخش طغرالجرد نیز تنها بخش این شهرستان می باشد.

از 21 بهمن ماه 1383 تا کنون که بخش کوهبنان بصورت شهرستان  درآمده و اداره شده است ضرورت دارد تا نقاط قوت و ضعف طرح ها ، فعالیت ها و برنامه ها و عملکرد ها بررسی و در صورت امکان ترمیم گردد.

منطقه کوهبنان و طغرالجرد به لحاظ موقعیت اقلیمی و  آب و هوایی یکی از مناطق مطلوب استان قلمداد میشوند. که از ابعاد گوناگون استعداد رشد و پیشرفت همه جانبه ای را دارا می باشند.

انسان های این منطقه مردمانی پاک و با صفا ، زحمتکش و کم توقع می باشند این کم توقعی و  کم انتظاری ایشان فرصت و تهدیدی و نقطه ی قوت و ضعفی میتواند بحساب آید.

حقیقتا از نگاه قاطبه و بلکه اکثریت قریب به اتفاق مردم بخش طغرالجرد ،انفکاک طغرالجرد از زرند و الحاقش به کوهبنان طی این 9 سال زیان بخش بوده و نه تنها دستاوردی نداشته بلکه عقب گرد و دست انداز هایی را در مسیر پیشرفت  طغرالجرد را سبب شده است.

اگر مسئولین محترم کوهبنان منکر این کم توجهی به بخش طغرالجرد شوند ، در اینجا میتوان از منظر تخصیص  و هزینه کرد اعتبارات بر اساس شاخص جمعیت طی 9 ساله گذشته دلائلی را آورد که  کاملا گویا باشد و  نه تنها در این عرصه مشکل وجود دارد ، بلکه امکاناتی که از قبل موجود بوده حذف و یا منتقل شده و یا در مسیر اشتغال و انجام کارهای اداری ارباب رجوع و متقاضیان کوتاهی صورت گرفته و مردم فکر میکنند که تعمدی برای عقب نگه داشتن بخش طغرالجرد و فراموشی و نسیا منسیا شدن آن در کار است.

حال این سوال پیش میاید که مشکل چیست ؟

و درکجاست؟

و از ناحیه چه افرادیست ؟

و چرا اینگونه عمل میشود و آیا این نحوه عملکرد در جهت پیشرفت و توسعه خود شهر کوهبنان چه پیامد ها و معضلاتی را ایجاد خواهد کرد؟

و در کل چالش های پیشرفت و توسعه و آبادانی شهرستان و خود شهر کوهبنان کدام است و  چه راه کار ها و پیشنهاد هایی برای رفع آن ها وجود دارد؟

دست در دست هم دهیم به مهر

میهن خویش را کنیم آباد

یار و غمخوار یکدگر باشیم.

 تا بمانیم خرم و آزاد.

 

 


اولین چالش و مانع  پیشرفت کوهبنان

اولین و مهمترین چالش بحث محدودیت ذهنی و فکری و عدم توسعه فرهنگی  و در نتیجه  اقتصادی و سیاسی است.

همه کشورها ، استان ها و شهر های موجود به میزانی که محدودیت های قومی و ناسیونالیستی را رها نموده اند و از قید و بند خود بینی و خود خواهی رسته اند در سایر ابعاد نیز رشد یافته اند.

در کوهبنان حس ناسیونالیستی و هوای فقط خودمان را داشتن و دیگران را طرد کردن بسیار قوی است (مصادیق آن یک مقاله خواهد شد).

در حالیکه در خود طغرالجرد و زرند و کرمان این محدودیت ها وجود ندارد و یا کمتر وجود دارد.

در نظر بگیرید هم اکنون شهر کرمان از منابع قابل کوهبنانی و غیر کرمانی استفاده میکند و اگر نمی کرد چه میشد؟

آیت الله سید یحیی جعفری ، آقای سیف اللهی  دو عنصر موثری که هم اکنون در حال خدمت به شهر و بلکه استان کرمان می باشند. و ....بسیارند.......

در کرمان افراد مختلفی در مناصب مختلفی مشغول به فعالیتند بدون اینکه کسی توجه داشته باشد که آیا کوهبنانی ،طغرالجردی ، ترک ، کرد ، لر و..... می باشند.

بنا بر این اولین چالش "محدودیت ذهنی  و عدم توسعه در فکر ،بینش و اندیشه  و در نتیجه در عملکرد " است که در معدود مسئولین میانی شهر کوهبنان وجود دارد و الا  مسئولین  بلند پایه شهر و قاطبه و عامه مردم مبرای از چنین روحیات  و ذهنیات و توجهات محدود کننده ای می باشند.

دومین چالش

عدم استفاده از خرد جمعی است منابع انسانی متفکر و قابل بسیاری در شهرستان کوهبنان  وجود دارد که می توانند فکر کنند و نظر بدهند  که ممکن است در هر طیف و گروهی باشند که هستند.

مسئولین باید از چنان ظرف و ظرفیت و مقبولیتی بر خوردار باشند که بتوانند همه سلایق را بپذیرند و از فکر و توان عقلانی عقلا استفاده ببرند..

فارغ از شعار و احساس و خالی بندی واقعا برای مردم چه میتوان کرد؟

کوهبنان ، جور ، طغرالجرد و سایر منطق تحت پوشش چه امکانات ، منابع ، ذخایر و فرصت هایی دارند؟

تک تک مردمی که ما مسئولشان  شده ایم چه مشکلات ، دغدغه ها و امیال و یا ناکامی هایی دارند؟

فقرا ، سالمندان ، سالخوردگان ، بازنشستگان ، زنان ، مردان ، کارمندان ، مشاغل آزاد ، سرمایه داران ، منابع انسانی قابلی که اهل شعار و خودنمایی و سفارش نیستند ، معتادان ، افراد مریض و هر کسی و هرکسی که بعنوان شهرستان کوهبنانی در سراسر این شهرستان نفس میکشد در  انتظار کمک ، پیشنهاد و بهتر شدن وضع است

تا حیات را بدرود نگفته و تا دیر نشده است کاری بشود......

لذت خدمت و دوست داشتن بدون محدودیت را درک کرده و بچشیم .

بجهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست

عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

عزیز من اگه کاری ازت نمیاد چرا میخواهی بمانی؟

اگر نمی توانی چرا قبول میکنی؟

چرا افراد توانا را  شناسایی نکرده که هیچ ، تخریب میکنی ، انگ میزنی ، کم محل میکنی ،نادیده شان میگیری؟

خدا وکیلی از روی این صندلی هایی که با خون شهدا و زحمت مجاهدان و تلاش فرزانگان فراهم آمده است بیخودی تکیه نزن  ، مسئولی هاااااااااااااااااا

کااااااش کسی قبل از کار و هزینه کردن وقت و اعتبارات طرحی  مطالعه شده و در معرض نقد ناقدان  قرار گرفته و اصلاح شده را تهیه کند.

کااااش قدر جوانان تحصیل کرده و با تجربه های بازنشسته شده  و سرمایه دارانی که سرمایشان را در بانک گذاشته اند را بداند.

"لطفا خرد جمعی را فارغ از هر رنگ و انگ دریابید"

 

چالش سوم

چالش سوم در شهرستان و  طغرالجرد فقدان تشکل های غیر رسمی از دلسوزان ، منتقدان  و اربابان رسانه و جراید است . افرادی که دغدغه دارند.

خود توقع و انتظار بالاتری داشته و در مردم نیز آن را ایجاد میکنند تا از مسئولین مطالبه وجود داشته باشد.

نهاد هایی که عزل نمی شوند ( چون نصب نشده اند) و همواره و فارغ از هیاهوهای تودیع و معارفه هاااا.....،هستند. و مقبولیت مردمی داشته و تاثیر گزار می باشند.

چالش و تهدید چهارم

مهاجرت  مدیران ، نخبگان ، سرمایه داران و بازنشستگان است .

شاخص واقعی جمعیت جوان یکی از معیارهای  رشد و بالنگی و یا زوال و انحطاط است.

چالش و یا تهدید پنجم

بی توجهی به کارآفرینی و ایجاد اشتغال پایدار است . مهاجرت مردم ،مشاغل آزاد را بی رونق خواهد کرد . مشاغل دولتی و آموزشی و معدنی دوامی تا بازنشستگی افراد بیشتر ندارند ، خصوصا اشتغال و اتکاء اکثریت به مشغول شدن در معادن طی سنوات گذشته تهدیدی جدی برای وقتی است که این معادن تعطیل شوند

در دنیا کنونی  صرفه اشتغال به زغال  سالهاست که گذشته و آهنگ پایان دوره نفت حتی کوک شده است.

چالش و تهدید ششم

بی توجهی به استفاده بهینه از آب ( چشمه ها ، قنوات ، رودهای فصلی و باران ها و چاه ها)در شهرستان کوهبنان است .

کشاورزی و دامپروری  سنتی در معرض نابودی کامل است جوانان فعلی حاضر به انجام زحمات طاقت فرسای نیکان خود نیستند و  در روزگاری که هزینه بروز کردن  لپ تاپ ، مبایل  و تحصیل فرزندان یک دغدغه شده دیگر اینگونه اشتغال قادر به براورده کردن هزینه های زندگی امروزی نیست .

اصلاح شیوه ها و ابداع متدهای نوین و مقرون به صرفه زراعت و باغداری و دامپروری بسیار حیاتی است .