طغرالجرد

زادگاه ما

اتحاد واتفاق در طغراجه!!؟

 

 

شکر ایزد که توی طغراجه

جمع گشته عداوت و فتنه

همه با هم چو مشت بسته شدند

زجدایی وفتنه خسته شدند

نیست اینجا دوئیتی دیگر

همه با هم برادر وخواهر

               ٠

               ٠

 

چو محرم شود ببین که چه سان

هیئتی ها  شوند هم پیمان

حرمت همدگر به پا داریم

چون برای حسین عزا داریم

تکیه از ما واز شمایی نیست

خالصیم ودگر ریایی نیست

نه شعاری نه قهر ودعوایی

پیشه کردند همه شکیبایی

از منیت عقب نشینی شد

چونکه قصد همه حسینی شد

 

 

یا که بشنو ز چارده خرداد

همه با هم شدند هم میعاد

یادآن یاوران کرده سفر

پاس دارند چارده  دیگر

وحدت واتحاد برپا شد

همه رود ها به دریا شد

نه تلا طم نه موج  دریایی

همه آرام ونیست غوغایی

 

جای ابلیس دیگر اینجا نیست

اختلافی دگر هویدا نیست

 

 

دود از سر به آسمان رفته

زین کنایت که از قلم جسته

بلکه دردیس هر سر سفره

 مرغ  پخته بسی کند خنده

 

 

شعری دیگر با عنوان حافظ و طغرالجرد

 

شعری دیگر در خصوص طغرالجرد و گذر زمان

 

شعر دیگری (باز هم یادی از قدیما)