طغرالجرد

زادگاه ما

محرم و طغرالجرد
ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٠   کلمات کلیدی: محرم وطغرالجرد ،تعزیه ،چاوشخوانی ،حیسنیه

روزهای پنجشنبه و جمعه دو سه روز مانده به محرم سال 90 (ویا شروع سال 1433 قمری) به طغرالجرد رفتم.

منطقه برای محرمی دیگر آماده میشد - برای حسینه طغرالجرد سقفی ثابت نصب کرده بودند . چادر تکیه حضرت ابا الفضل علیه السلام را بر افراشته (بلند) بودند و ....من دوباره به یاد گذشته ها افتادم.

یادش بخیر مرحوم حاج سید عباس برای بر پایی چادر حسینه چاوش خوانی میکرد و مردم با چه عشق و شور زاید الوصفی می آمدند و یا حسین گویان خیمیه ابا عبدالله الحسین علیه السلام  را بر می افراشتند.

یکی از سنتهای آن روزگار برای ایام محرم تعزیه خوانی ویا بقول محلی شبیه خوانی بود .شیپور و طبل جنگ نواخته میشد و حسینیان و یزیدیان در مقابل هم قرار میگرفتند.

.

 

موضوع تعزیه ها مشخص بود . ابالفضل علیه السلام و سقایی ایشان . علی اصغر علیه السلام. دو طفلان مسلم علیهم السلام و.....

همچنین در این ایام افراد خوش صدایی می آمدند و جریان کربلا را از روی تصاویری که به دیوار نصب میکردند بیان میکردند(پرده خوانی) به زبان محلی میگفتیم پرده وا (باز) کرده اند.

 

مقارن این ایام مرحوم آسید اکبر علم گردانی میکردند.

تا آنجا که بیاد دارم مردم در دو گروه سینه زنی (هیئت عرب) و زنجیر زنی منقسم بودند.

در مراسم  محرم  سرهایی ساخته بودند که پیشاپیش به نیزه ها میکردند و تقریبا به هر شکل ممکن یاد آوری فجایع کربلا می شد.

و مردم با صداقت تمام به آنهمه مظلومیت گریه میکردند.

در دهه 50 و60 که اوج آمدن مهاجران و جویندگان کار به منطقه پابدانا بود انواع هیئت ها تشکیل شده بود و انواع زبانها و لهجه ها و سینه زدنها در کف خیابان چونان سیل به راه می افتاد. آذریها - بافتی ها - بمی ها - زابلی ها و...

در آن زمان حجه الاسلام شهید حقانی - حجه الاسلام  مرحوم جلالی و حجه الاسلام فلاح از جمله روحانیونی بودند که جهت تبلیغ به طغرالجرد می آمدند.